![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 12:52 توسط محمد جواد صابري |
|
|
شکست سنگین احمدی نژاد از مردم
مردم شعار می دهند: اگر تقلب بشه/ایران قیامت میشه
بچه ها هم مثل بزرگترها می گویند:دیکتاتور کوتوله/کارت دیگه تمومه
هر ایرانی یک ستاد برای موسوی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 22:25 توسط محمد جواد صابري |
|
خیابانهای این روزهای تهران/حامیان مهندس موسوی همه جا را تسخیر کرده اند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:16 توسط محمد جواد صابري |
|
|
امروز پنجمین قسمت تاریخ نزدیکمان را در مورد طرح تحول اقتصادي می خوانید. نویسنده فقط سعی کرده ماجرا را تعریف کند وتحلیل ها را به نظرات خوانندگان واگذار کنداما پیش از آن خالی از لطف نیست که نگاهي به برخی نظرهای رسیده برای مطلب قبل-طرح ارتقاء امنیت اجتماعی-بیندازیم. دوستی عنوان این طرح را مسخره توصیف کرده بود و مدعی شده بود اجرای آن به شدت امنیت را در جامعه به خطر انداخته بود. باید به این دوست گفت از عناوین که بگذریم اصلا از کجا معلوم که این طرح برای زهرچشم گرفتن از مردم اجرایی نشده باشد؟دوستی دیگر که عنوان کرده بودند از رأي سبزيها هستند گفته بودند نبايد مدينه فاضله از كانديداي منتخب مان بسازيم. اين واقعا درست است و نويسنده اين وبلاگ هم به آن اعتقاد دارد اما،قدر مسلم اين است كه دولت كنوني آخر وضعيت بد است و هر كدام از سه نامزد ديگر كه بيايند بهتر از او خواهند بود. ما جوانان ايراني هم اين را مي دانيم كه پارچه سبز به مچ دستمان ميبنديم و از مهندس موسوي حمايت ميكنيم.پيروزي ايشان در انتخابات تازه آغاز راه است. پنج:طرح تحول اقتصادي تير يارانهها به هدف نخورد
بحث هدفمند كردن يارانهها هر چند در زمان صدارت "داود دانشجعفري" مطرح نشدو پيش از اين دولتهاي سازندگي و اصلاحات آن را بررسي كرده بودند اما، وزير اقتصاد معزول در زمان تصدي گري اش بارها از آن دفاع كرد. او كمي پيش از خروج بغضآلودش از كابينه احمدينژاد ارزش يارانههاي كشور را 90 هزار ميليارد تومان اعلام كرده و گفته بود:"هدفمند كردن يارانهها رشد سرمايه گذاري جديد و رونق اقتصادي كشور را رقم خواهد زد." دانش جعفري به مانند احمدينژاد هدفمند كردن يارانه ها موسوم به جراحي بزرگ اقتصاد ايران را از اولويتهاي سال 87 دولت دانست اما درست در همين زمان شايعاتي مبني بر استعفاي او بر سر زبانها افتاد. دانش جعفري استعفا نداد؛او در چهارم ارديبهشت ماه 87 عزل شد تا وزارتخانه اقتصاد و دارايي به اتوباني براي آمد و رفت سرپرستها و گمانهزني در مورد معرفي وزير جديد به مجلس تبديل شود و كار دولت در ارايه لايحه هدفمند كردن يارانهها به تأخير بيافتد. با اين همه،رئيس جمهور اصولگرا خود را در اجراي اين طرح مصر نشان مي داد و حتا اطلاعات مربوط به وضعيت اقتصادي خانوادهها را در بازه زماني چند ماهه جمعآوري كرد! همه چيز براي ارايه لايحه به مجلس آماده بود اما، درست در همين زمان جوسازيهاي نزديكان به دولت به منظور فشار براي تصويب اين لايحه در مجلس به جريان افتاد. اينطور،رئيس مجلس در پاسخ به خبرنگاري كه از او در مورد اظهار نظر رئيس كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي مبني بر منتفي شدن اجراي آن پرسيد،گفت:"هنوز كميسيون ويژه بررسي طرح تحول اقتصادي نظر خود را به مجلس نداده است. تا وقتي كه لايحه به مجلس نيامده ما نميتوانيم نظر خود را بيان كنيم." چند ماه بعد احمدي نژاد در اظهارنظري گفت:"ميخواهيم بهترين قانون هدفمند كردن يارانهها با بحث،گفت و گو و چالش به دست آيد.هر چه هم در مجلس به تصويب رسيد،دولت اجرا ميكند كه ما براي نقدي شدن يارانهها استدلال جدي داريم." در اين شرايط لايحه به مجلس رفت و در حالي كه پيش از اين علي لاريجاني تصويب بودجه 88 را منوط به تصويب اين لايحه دانسته بود،مجلس آن را رد كرد و اصلاح و تصويبش را به بعد انتخابات موكول كرد. اين اقدام مجلس هرچند با واكنش شديد دولت مواجه شد اما مجلس در واقع به خواست اقشاري از جامعه پاسخ ميداد كه پيش از اين بارها به سياستهاي اقتصادي دولت اعتراض كرده بودند. از نامههاي متعدد اقتصاددانان گرفته تا انتقادات شديد دانش جعفري معزول و همچنين تعطيلي بازار،همه از حاشيههاي هدفمند كردن يارانهها بودند. در اين ميان،اشاره به تعطيلي بازار كه با اجرايي شدن قانون سه درصد ماليات بر ارزش افزوده اتفاق افتاد جالب توجه است. بازاريان تهران،اصفهان و تبريز در 18 مهرماه 87 بازار را تعطيل كردند.دو روز بعد قانون سه درصد ماليات بر ارزش افزوده توسط رئيس جمهور اصولگرا لغو شد اما بازار تا 23 مهرماه تعطيل ماند. با اين وجود،تعطيلي بازار چيزي نبود كه تكرار شدني نباشد. اين اتفاق بازهم افتاد و براي مثال طلافروشان اصفهاني در 19 آبان ماه 87 بازار را تعطيل كردند. عملكرد دولت اصولگرا در تعطيلي بازار هر چند اين پيش بيني كه در صورت اعتراض به هدفمند كردن يارانه ها نيز دولت پا پس مي كشد را مطرح ساخت اما مجلس با موكول كردن تصويب آن به بعد از انتخابات اين مجال را از دولت گرفت. اين اقدام مجلس در واقع به نااميدي دولت ازاستفاده از اين طرح در تبليغات انتخاباتي انجاميد تا آنها مجبور شوند از مجاري غيرقانوني فعاليتهايي انجام دهند و شائبههايي مبني بر خريد رأي را بر سر زبانها بيندازند. دي گري اش بارها از آن دفاع كرد. او كمي پيش از خروج بغضآلودش از كابينه احمدينژاد ارزش يارانههاي كشور را 90 هزار ميليارد تومان اعلام كرده و گفته بود:"هدفمند كردن يارانهها رشد سرمايه گذاري جديد و رونق اقتصادي كشور را رقم خواهد زد." دانش جعفري به مانند احمدينژاد هدفمند كردن يارانه ها موسوم به جراحي بزرگ اقتصاد ايران را از اولويتهاي سال 87 دولت دانست اما درست در همين زمان شايعاتي مبني بر استعفاي او بر سر زبانها افتاد. دانش جعفري استعفا نداد؛او در چهارم ارديبهشت ماه 87 عزل شد تا وزارتخانه اقتصاد و دارايي به اتوباني براي آمد و رفت سرپرستها و گمانهزني در مورد معرفي وزير جديد به مجلس تبديل شود و كار دولت در ارايه لايحه هدفمند كردن يارانهها به تأخير بيافتد. با اين همه،رئيس جمهور اصولگرا خود را در اجراي اين طرح مصر نشان مي داد و حتا اطلاعات مربوط به وضعيت اقتصادي خانوادهها را در بازه زماني چند ماهه جمعآوري كرد! همه چيز براي ارايه لايحه به مجلس آماده بود اما، درست در همين زمان جوسازيهاي نزديكان به دولت به منظور فشار براي تصويب اين لايحه در مجلس به جريان افتاد. اينطور،رئيس مجلس در پاسخ به خبرنگاري كه از او در مورد اظهار نظر رئيس كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي مبني بر منتفي شدن اجراي آن پرسيد،گفت:"هنوز كميسيون ويژه بررسي طرح تحول اقتصادي نظر خود را به مجلس نداده است. تا وقتي كه لايحه به مجلس نيامده ما نميتوانيم نظر خود را بيان كنيم." چند ماه بعد احمدي نژاد در اظهارنظري گفت:"ميخواهيم بهترين قانون هدفمند كردن يارانهها با بحث،گفت و گو و چالش به دست آيد.هر چه هم در مجلس به تصويب رسيد،دولت اجرا ميكن كه ما براي نقدي شدن يارانهها استدلال جدي داريم." در اين شرايط لايحه به مجلس رفت و در حالي كه پيش از اين علي لاريجاني تصويب بودجه 88 را منوط به تصويب اين لايحه دانسته بود،مجلس آن را رد كرد و اصلاح و تصويبش را به بعد انتخابات موكول كرد. اين اقدام مجلس هرچند با واكنش شديد دولت مواجه شد اما مجلس در واقع به خواست اقشاري از جامعه پاسخ ميداد كه پيش از اين بارها به سياستهاي اقتصادي دولت اعتراض كرده بودند. از نامههاي متعدد اقتصاددانان گرفته تا انتقادات شديد دانش جعفري معزول و همچنين تعطيلي بازار،همه از حاشيههاي هدفمند كردن يارانهها بودند. در اين ميان،اشاره به تعطيلي بازار كه با اجرايي شدن قانون سه درصد ماليات بر ارزش افزوده اتفاق افتاد جالب توجه است. بازاريان تهران،اصفهان و تبريز در 18 مهرماه 87 بازار را تعطيل كردند.دو روز بعد قانون سه درصد ماليات بر ارزش افزوده توسط رئيس جمهور اصولگرا لغو شد اما بازار تا 23 مهرماه تعطيل ماند. با اين وجود،تعطيلي بازار چيزي نبود كه تكرار شدني نباشد. اين اتفاق بازهم افتاد و براي مثال طلافروشان اصفهاني در 19 آبان ماه 87 بازار را تعطيل كردند. عملكرد دولت اصولگرا در تعطيلي بازار هر چند اين پيش بيني كه در صورت اعتراض به هدفمند كردن يارانه ها نيز دولت پا پس مي كشد را مطرح ساخت اما مجلس با موكول كردن تصويب آن به بعد از انتخابات اين مجال را از دولت گرفت. اين اقدام مجلس در واقع به نااميدي دولت ازاستفاده از اين طرح در تبليغات انتخاباتي انجاميد تا آنها مجبور شوند از مجاري غيرقانوني فعاليتهايي انجام دهند و شائبههايي مبني بر خريد رأي را بر سر زبانها بيندازند. درود بر خاتمي،سلام بر موسوي |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 18:7 توسط محمد جواد صابري |
|
|
امروز نویسنده به روال خود بر می گردد. شما مطلبی در مورد گشت ارشاد می خوانید. اما قبل از شروع خوب است بدانید که اخیرا مردم پوسترهای تبلیغاتی رئیس جمهور اصولگرا به در و دیوار می بینند که در آن زنان و دخترانی در کنار احمدی نژاد دیده می شوند که حتما اگر با آن وضعیت در کوچه و خیابان بیایند با برخورد گشت ارشاد مواجه می شوند. چهار:طرح ارتقاء امنیت اجتماعی اینها مردم ما هستند طرح ارتقاء امنیت اجتماعی که از اول اردیبهشت ماه 86 با استقرار الگانس ها و ون های نیروی انتظامی در میادین بزرگ و خیابان های اصلی تهران و چند شهر بزرگ کشور آغاز شد،خیلی زود ابعاد گسترده تری پیدا کرد و به برخورد نیروی انتظامی با اراذل و اوباش،پخش کنندگان فیلم های غیر مجاز،موادفروشان و این اواخر مجرد ها منجر شد. با این وجود،این طرح که همواره در نظرسنجی های خبرگزاری های نزدیک به دولت اصولگرا بیش از 90 درصد موافق داشت،حجم گسترده ای از کشمکش های درونی را در دولت و در بخش های مختلف حاکمیت به وجود آورد. یک هفته پس از آغاز طرح احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در پاسخ به انتقادات شدید رسانه ها و افرادی از بخش های مختلف حاکمیت گفت:"کسانی که نیروی انتظامی را به خاطر انجام طرح های امنیت اخلاقی و برخورد با بدحجابی مذمت می کنند،باید استیضاح شوند." فردای آن روز"ساجدی نیا"جانشین فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ مصادیق برهم زنندگان امنیت اجتماعی که البته در مرحله اول خانم ها بودند را اینطور معرفی کرد: خانم هایی که 1-شلوار کوتاه به پا دارند 2-مانتو هایشان کوتاه است 3-مانتو یا لباس ها چسبان به تن دارند 4-روسری یا شال های کوتاه و کوچک که موهایشان را نمی پوشاند به سر دارند. بعد از آن"رادان" رئیس پلیس تهران وارد گود شد و گفت:"با پسرانی که از مدل های منحرف مو و لباس های نامناسب استفاده می کنند،برخورد می شود. همچنین در این طرح با پسرانی که شلوار فاق کوتاه یا لباس های با نشان ها و تصاویر گروه های منحرف بپوشند برخورد می شود." مجازات پسر ها کوتاه کردن موی سر و دادن آدرس سلمانی متخلف به نیروی انتظامی یود. اما مجازات دختر ها چنانکه به تذکرات توجه نمی کردند تبعید به زادگاهشان برای پنج سال بود! اجرای این طرح و بیان این اظهارات همراه با اعتراضاتی بود که اتفاقا از طرف افرادی که در بخش های مختلف حاکمیت مشغول بودند مطرح شد تا به این شک دامن بزند که لابد نارضایتی زیاد است و آمار 90 درصد موافق دروغی بیش نبوده است. آیت ا... شاهرودی گفت:" در بحث مبارزه با بد حجابی نیروی انتظامی باید طوری رفتار کند که نتیجه عکس نداشته باشد. کشاندن زنان و جوانان به کلانتری ها غیر از ضرر اجتماعی هیچ منفعتی ندارد." در این بهبوحه نیروی انتظامی در جهشی بلند به سراغ اراذل و اوباش رفت. اراذل و اوباش اول مرداد ماه 86 دستگیر شدند و 12 نفرشان 31 مردادماه پای چوبه دار رفتند. رادان هدف اصلی اجرای این طرح را شکستن ابهت اراذل و اوباش عنوان کرد. این شکستن ابهت در ادامه به آویزان کردن آفتابه به گردن اراذل و اوباش و چرخاندن آنها در محل انجامید. ماه بعد فاز دیگری از اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی آغاز شد و این بار فروشندگان فیلم های غیر مجاز هدف قرار گرفتند و در اقدامی عجیب فروشگاه بتهون که سال ها عرضه محصولات فرهنگی را بر عهده داشت پلمپ شد. زمستان 86 که از راه رسید مقابله با بدحجابی هنوز ادامه داشت اما،مصادیق بد حجابی عوض شده بود. رادان اعلام کرد:"افرادی که لباس و مانتو های تنگ و چسبان می پوشند. همچنین خانم هایی که از چکمه های بلند و شلوارهای کوتاه که داخل چکمه باشد استفاده می کنند. کسانی که کاپشن کوتاه می پوشند و کلاه را بدون روسری و مقنع سر می کنند." مشمول این طرح می شوند. این اظهارات مقارن با انتقادهای شدید غلامحسین الهام سخنگوی دولت و وزیر دادگستری بود. او در سر مقاله ایران نوشت:"اگر جناب احمدی مقدم عزیز باور دارد که مسئله فرهنگی،ابعادی فرانتظامی و امنیتی دارد و خود را متولی حل مشکل می داند،طرح جامع خود را به دولت ارائه دهد و اگر تصور آن دارد که نیازی به ارائه طرح به دولت نیست،چرا انتظار دارد دولت را به روش هایی بکشاند که نمی دانیم به کجا می انجامد." پاسخ او را" اشتری" رئیس پلیس امنیت نیروی انتظامی اینطور داد:"اگر بخواهیم بعضی انتقادات طرح ارتقاء امنیت اجتماعی را حمل بر صحت بدانیم باید آن را ناشی از بی اطلاعی بدانیم،وگرنه طرح جامع عفاف، در عالی ترین مراجع قانونی،از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است و از طرف شخص رئیس جمهور به ناجا ابلاغ شده است." پس الهام مجبور شد تلاش خود را به بیرون کشیدن پای دولت از ماجرا معطوف کند و بگوید:"اگر نیروی انتظامی بخواهد تنها به عنوان ضابظ انتظامی در این مورد اقدام کند دو شأن متفاوت خواهد داشت؛اول اینکه تابع دستگاه های دولتی باشد و دوم اینکه با ناهنجاری های اجتماعی برخورد کند که چنانچه عملکرد نیروی انتظامی با بخش دوم مرتبط باشد قاعدتا باید با نظر و مدیریت دستگاه های قضایی اجرا شود. بنابراین هنگامی که وارد مباحث انتظامی و قضایی می شویم،دولت مسئولیتی بر عهده ندارد." با آغاز سال 87 پیش بینی احمدی مقدم مبنی بر اینکه طرح ارتقاء امنیت اجتماعی همیشگی خواهد بود تا حدودی به واقعیت پیوست. در ماه های ابتدایی سال هر چند برخورد ها به نظر کمتر شده بود اما،وارد شدن طرح به فازهای جدید وجود خودرو های گشت ارشاد را توجیه کرد. احمدی نژاد هم با آن کنار آمد و در حالی که هنوز هم مشخص نیست طرح ارتقاء امنیت اجتماعی که 103میلیارد تومان برای کشور هزینه داشته است را چه کسی به نیروی انتظامی داده است این طرح کم و بیش ادامه دارد و به تازگی فاز جدیدی از آن یعنی جمع کردن خانه های مجردی که در منطقه 12 تهران در حال اجراست، شروع شده است تا صحبت های احمدی نژاد در مورد رقبای اصلاح طلبش که گفته بود:"همین آقایان مینی بوس سر خیابان های تهران می گذاشتند و سرباز می گذاشتند که آرایش خانم های مردم را کنترل کنند و هر کدام غلیظ بود سوار مینی بوس کنند و ما معترض بودیم که اینها خلاف شرع است؛حق ندارید با مردم اینگونه برخورد کنید،اینها مردم ما هستند." به ضد و نقیض های او اضافه شود. درود بر خاتمی،سلام بر موسوی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 18:44 توسط محمد جواد صابري |
|
|
درود بر خاتمی،سلام بر موسوی
امروز هم نویسنده به ناچار از نوشتن روایتی از تاریخ نزدیک معذور است. فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد دیشب از شبکه اول سیما پخش شد. مطلبی که می خوانید در این مورد است. احمدينژاد در فيلم تبليغاتياش عملكرد چهارساله دولت نهم را توجيه كرد
منافع ملت با منافع دولت متفاوت است
اگر ميخواهيد بزرگترين خانه شهر را داشته باشيد دو راه داريد:ميتوانيد تلاش كنيد و بزرگترين خانه شهر را بسازيد يا اينكه خانههاي بزرگ ديگران را خراب كنيد تا خانه كوچك شما خود به خود بزرگترين خانه شهر شود. همه كساني كه ديشب ساعت 21 و 45 دقيقه فيلم تبليغاتي احمدينژاد را از شبكه اول سيما ديدند نه تنها به اين واقعيت فكر كردند كه بار ديگر به اين نتيجه رسيدند كه وقتي صحبت هاي رئيس دولت نهم را ميشنوند دقيقا عكس آن چيزي كه ميگويد را برداشت كنند و اگر به عنوان مثال او ادعا ميكند كه براي داشتن بزرگترين خانه شهر خود تلاش مي كند به اين نتيجه برسند كه او براي به دست آوردن اين خانه،خانه هاي ديگران را خراب مي كند.اين ادعا را ميتوان با شرح تك تك دقايق فيلم تبليغاتي رئيسجمهور اصولگرا و با تحليل حرفهاي او در اين فيلم ثابت كرد اما،اين كار نيازمند نوشتن مثنوي هفتاد من كاغذ است. پس بهتر است به يك مورد كه بيشتر از همه جلب توجه كرد و اتفاقا احمدينژاد با گنجاندن آن در فيلمش ميخواست رأي جمع كند،بپردازيم؛وقتي رئيس دولت نهم گفت به جاي در نظر گرفتن منافع دولت بايد منافع ملي را در نظر گرفت. او اين حرف را وقتي زد كه داشت ادعا ميكرد بسياري از طرحهايي كه در دولت نهم اجرايي شد طرحهايي بودند كه دولتهاي ديگر مي ترسيدند انجام دهند؛چرا كه اين كارها،كارهاي بزرگي بودند و ممكن بود به نارضايتي مردم بينجامد و رأي آنها را پايين بياورد. احمدي نژاد پس از اين ادعا كرد در دولت نهم بر اساس منافع ملي،اين طرحها اجرايي شده است. در تحليل اين اظهار نظر او اول بايد گفت كه ساده ترين چيزي كه ميشود برداشت كرد اين است كه مردم منافعشان را نميدانند و نميفهمند؛بتابراين دولت بايد از آن بالا آنها را هدايت كند تا كج نروند. و همچنين بايد برداشت كرد كه از نظر دولت اصولگرا منافع دولت با منافع ملت متفاوت است و گرنه بديهي است دولتي كه از طرف مردم انتخاب مي شود نبايد از امكانات ملت به نفع دولت استفاده كند اما،مسئله اين است كه اتفاقا احمدينژاد بر عكس عمل كرده است. اواز ابتداي تصديگري اش كارهايي انجام داد كه دقيقا در راستاي منافع دولت بود نه منافع ملت. دليلش هم اين بود كه او از آن جمله رئيس جمهورهايي بود كه با حداقل آرا-كمتر از 17 ميليون در دور دوم كه 50 درصد آراي كساني كه در ايران حق رأي دارند هم نيست-به رياست جمهوري رسيده بود و طبيعي بود كه وقتي امكانات به دست بياورد اول سعي كند محبوبيت كسب كند و رأيش را بالا ببرد. اينطور،سفرهاي استاني شروع شد و صدقه دادن به مردم مناطق مختلف رواج پيدا كرد. بعد هم كه با نزديك شدن به زمان انتخابات دادن تراول به معلمان،پرستاران،دانشجويان و ... ،توزيع سيب زميني و ... آغاز شد. آيا اين اقدامات در راستاي منافع ملي هستند؟يك اصل ساده اقتصادي ميگويد كه سرمايه گذاري صحيح آن است كه بازدهي داشته باشد؛يعني اينكه وقتي كسي در سرمايه گذاري موفق است كه اگر 100 تومان سرمايهگذاري ميكند براي مثال 50 تومان سود ببرد؛اين در حالي است كه صدقه دادن به مردم در منافات با اين اصل كه به پيشرفت منجر ميشود است و هيچ ربطي به منافع ملي نداشته،در راستا منافع دولت است. خارج از اين موضوع ديگري نيز در فيلم تبليغاتي احمدينژاد جلب توجه مي كرد؛استفاده ابزاري از مقدسات جامعه. در دقايق ابتدايي فيلم،تصوير رئيس جمهور اصولگرا را ديديم كه از خودرواش پياده شد تا براي ثبت نام در انتخابات دهم وارد وزارت كشور شود. "كامران دانشجو"رئيس ستاد انتخابات وزارت كشور به پيشواز او آمده بود. احمدي نژاد به او گفت ايا شما با كانديداهاي ديگر هم همينطور رفتار مي كنيد؟آيا به استقبالشان ميآييد؟برويد سر كارتان. ديدن اين صحنه هيچ شكي باقي نميگذارد كه رئيس جمهور اصولگرا با اين كارش مي خواست برخورد امام علي(ع) با قاضياي كه با او مثل ديگران رفتار نكرده بود و به او احترام ويژهاي گذاشته بود را در ذهن بينندگان تداعي كند. رئيس دولت نهم اساسا در اين رفتارها و ساختن اين صحنهها متبحر است اما،بايد به او گفت تا كي؟تا كي مي خواهد با استفاده ابزاري از مقدسات رأي جمع كند؟تا كي ميخواهد هاله نور ببيند و ادعا كند با امام زمان(عج) در ارتباط است.بهتر است براي جلب نظر مردم همه چيز را خراب نكنيم. اينها مقدسات يك جامعه هستند و بازي با آنها خطرناك است. اينجاست كه پي مي بريم مهندس موسوي چرا گفته است براي اين آمده كه احساس خطر كرده. در هيچ دورهاي سابقه نداشته رئيس جمهوري از مقدسات ملت اينطور استفاده ابزاري كند. شايد طرفداران احمدينژاد بگويند اينها ساختگي نيست و واقعي است اما،همين يك نمونه در فيلم تبليغاتي اش همه چيز را نشان ميدهد. اگر واقعا رئيسجمهور اصولگرا با الگو گرفتن از امام علي(ع) مي خواست عدالت را در كوچكترين كارها در نظر بگيرد آيا نميتوانست سرزده به وزارت كشور برود؟چرا با يك كاروان و شماري باديگارد رفته بود؟اگر هم ميخواست اطلاع بدهد و برود ميتوانست قبل از آنكه آن اتفاق بيافتد و كامران دانشجو به استقبالش بيايد خبر بدهد كه اين كار را نكند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 19:1 توسط محمد جواد صابري |
|
|
درود بر خاتمی،سلام بر موسوی
نویسنده متاسف است که در نوشته های روزانه وقفه پیش آمد. به هر حال امروز قسمت سوم تاریخ نزدیک مان را در مورد انکار هولوکاست توسط رئیس جمهور اصولگرا بخوانید. اما پیش از آن باید تشکر کنم از بازدید کنندگان و نظر دهندگان، امیدوارم تا ۲۲خرداد همراهان خوبی باشیم. نظرهایی که برای مطلب قبل گذاشته شد بیشتر از هم صدا بودن بازدید کنندگان و حمایت از مهندس موسوی بود اما در این میان آقا یا خانمی به نام ثانیه اعتراض کرده بود و با طرح سوالات کلیشه ای این روزهای اصولگرایان سعی در تخریب مهندس موسوی داشت. بگذارید اول چیزی تعریف کنم. چند روز پیش در تجمع یاران مهندس موسوی در میدان ولی عصر عده ای که خود را طرفذار احمدی نژاد معرفی می کردند سعی داشتند در شعار مردم که می گفتند رئیس جمهور آینده/میر حسین پاینده اخلال ایجاد کنند. طرفداران میرحسین از آنها پرسیدند چرا؟یکی از آنها جواب داد میرحسین خیلی آدم خوبی است اما باید چهار سال پیش می آمد. او ۲۰ سال کجا بوده که حالا آمده؟ حرف دوست اصولگرایمان البته از سر سیاست بود. به ویژه اینکه ما با زیاد شدن تخریب چی ها فهمیدیم حرکت سازمان دهی شده است.اما جالب این است که انگار طرفداران دولت اصولگرا علاقه مندند با طرح سوالات کلیشه ای که صد بار به آنها جواب داده شده بین اصلاح طلب ها اختلاف ایجاد کنند. این تخریب انگار گریبان نویسنده گیرودار را هم گرفته و آقا یا خانم ثانیه آمده اندو با طرح سوالات کلیشه ای شان سعی دارند مخاطبان اصلاح طلب این وبلاگ را مجاب به رای ندادن کنند. گفتم رای ندادن چون اصولگرا به شدت علاقه مندند که افراد رای ندهند چرا که میزان رای آنها ثابت و محدود است. عدم مشارکت مردم که در صورت رای دادن به کسی جز احمدی نژاد رای می دهند به شدت به ضرر آنهاست. به دوست عزیزمان ثانیه می گویم که خوب بود برای اینکه جواب سوالات شان را بگیرند به حرف های مهندس موسوی در اولین نطق انتخاباتی اش درست گوش می دادند. ایشان خودشان به دلخواه از صحنه بیرون نبودند بلکه حذف شده بودند و چهارسال قبل هم به دلیل حضور دکتر معین صلاح نبود که یک اصلاح طلب دیگر هم بیاید. جواب سوالات دیگر هم که مشخص است.دولت موسوی،هاشمی و خاتمی با توجه به شرایط ویژه شان عملکرد بسیار بهتری در تمامی حوزه نسبت به دولت اصولگرا داشته اند. مردم این را می دانند چرا که لمس کرده اند و باور نمی کنند که کمرشان زیر بار فشارها خم شود و احمدی نژاد بیاید بخندد و بگوید نه این ها توهم است تورم و فشار روانی است واقعی نیست. نویسنده لازم می داند به دوستی که رای سبزی است اما با این سوال مواجه است که چرا مهندس موسوی از کس دیگری برای رای آوردن استفاده می کند بگوید در همه جای دنیا این طور است. ما رای سبزی ها به یک تفکر رای می دهیم نه به یک فرد. تفکری که خاتمی،موسوی،معین و همه اصلاح طلب های واقعی درش جا می گیرند. واما در مورد دوستی که اظهار نگرانی کرده بود که رای مردم در انتخاب رئیس جمهور تأثیر ندارد و رئیس جمهور از قبل مشخص است باید گفت ماباید وظیفه تاریخی خود که رای به آزادی است را انجام دهیم هر اتفاقی می خواهد بیافتد. سه: انكار هولوكاست به پيغام كلاغاي سيا شك كن
چهارم آبان ماه 84 روز ويژه اي نبود اما،سخنان احمدي نژاد در كنفرانس دانشآموزي"جهان بدون صهيونيسم" مبني بر اينكه نسلكشي يهوديان در جريان دومين جنگ جهاني، افسانه اي ساخته و پرداخته صهيونيستهاست كه با اختراع و پافشاري بر رخ دادن آن در صددند بر آوارگي ميليونها فلسطيني پرده نسيان بكشند و به جنايات اسرائيل مشروعيت ببخشند،نه تنها به ويژه شدن اين روز منجر شد كه تا مدتها به بسياري از حرف و حديثها در محافل داخلي و خارجي دامن زد. اظهار نظر رئيسجمهور اصولگرا در ابتدي امر با واكنشي از داخل كشور مواجه نشد بلكه اين فشارهاي خارجي بود كه روز به روز انكار هولوكاست را حساستر كرد. هولوكاست يا همه سوزي،كشتار دسته جمعي و نسلكشي نزديك به شش ميليون نفر به ويژه يهوديان،بر پايه نژاد،مذهب و مليت در طي جنگ جهاني دوم به دست آلمان نازي اطلاق ميشود. علاوه بر يهوديان اروپايي(اشكنازي) كه قربانيان اصلي هولوكاست بودند گروه هاي ديگري از جمله اسلاوها،كوليها،معلولان،كمونيستها،سوسياليستها و همجنس گرايان لايق زندگي تشخيص داده نميشدند و اغلب مورد شكنجه و كشتار قرار ميگرفتند. در اول نوامبر سال 2005 مجمع عمومي سازمان ملل متحد با صدور قطعنامهاي كه به پيشنهاد آمريكا و با رأي 104 كشور تصويب شد انكار هولوكاست را قابل پذيرش ندانست و هفتم ژانويه را براي يادبود قربانيان آن فاجعه،روز جهاني قربانيان هولوكاست نامگذاري كرد؛ دولت اصولگراي ايران تنها دولتي بود كه با اين قطعنامه مخالفت كرد. سخنان احمدينژاد كه با واكنش مقامات دولتي آلمان،اتريش،فرانسه،امريكا و بسياري از كشور هاي ديگر مواجه شد اما چيزي نبود كه از سر سهو و بدون برنامهريزي باشد. رئيس جمهور اصولگرا در سخنراني هاي بعدي خود نيز بر اظهاراتش تأكيد كرد تا جايي كه حتا سال گذشته در پيامي كه به همايش"هولوكاست؛دروغ مقدس غرب"فرستاد باز بر آن صحه گذاشت اما ادبياتش اندكي تغيير كرد و به جاي انكار اين واقعه تاريخي از واژه هاي شك و ابهام استفاده كرد. اما نكته جالب در مورد انكار هولوكاست توسط احمدي نژاد اين است كه يك سري حرف و حديث ها از دخالتهاي افراد نزديكبه او در اين ماجرا بر سر زبانهاست. "نزهت امير آباديان" در مقالهاي با عنوان"انكار انكار هولوكاست" از شخصي به نام "محمد علي رامين" كه از جمله چند شغلههاي دولت نهم است نام ميبرد و ميگويد او كه مشاور رئيسجمهور،مدير مسئول ماهنامه امامت،مؤسس اتحاديه راه اسلامي در اروپا،مشاور رئيس سازمان صدا و سيما،مشاور رئيس دانشگاه پيام نور و از همه مهمتر رئيس بنياد جهاني هولوكاست است،تئوريسين اصلي اين ماجراست. ظاهرا كنفرانس دانش آموزي"جهان بدون صهيونيسم" به همت او برگزار شده است و او كم و بيش اظهار نظرهايي در مورد درغ بودن هولوكاست داشته است؛چنانكه در پاسخ به نقد صريح"علي يونسي" وزير اطلاعات دولت خاتمي كه طرح مسئله هولوكاست را از سوي رئيس دولت نهم به شدت به نفع اسرائيل دانسته بود،گفته است:"سخن يونسي سخيف،غير عقلاني،غير واقعي،دور از بصيرت سياسي و در جهت كد دادن به اسرائيل است." به هر حال ماجراي احمدينژاد و هولوكاست به دليل اينكه هم زمان با فشارهاي خارجي براي تعليق غنيسازي اورانيوم بود بهانه اي براي افزايش فشارهاي بينالمللي و اعمال تحريماتي عليه ايران شد. در ماههاي اخير هر چند رئيس جمهور اصولگرا از مواضع خود كوتاه آمده است اما مشكل به تمامي حل نشده و اظهار نظرات او هنوز بهانهاي خوب براي متهم كردن جمهوري اسلامي به نقض حقوق بشر است. وجهه ايران و چه بسا مسلمانان با ادعاهاي احمدينژاد به شدت در نزد مدافعان حقوق بشر و پيروان ديگر اديان اعم از يهوديان و مسيحيان خراب شده است و هنوز هم كه هنوز است شاهد اظهار نظراتي در اين مورد هستيم. آخرين بار پاپ بنديكت شانزدهم در سفر به اسرائيل با بيان اينكه هولوكاست واقعي است، هيچ كس حق انكار ندارد گفته است:" براي آمرزش آنها(قربانيان هولوكاست) نماز ميگزارم و از ملت هاي جهان ميخواهم به دور از اختلافات زباني،نژادي و مليتي براي سعادت بشر و جلوگيري از تكرار هولوكاست دعا كنند."
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 18:48 توسط محمد جواد صابري |
|
|
درود بر خاتمی ،سلام بر موسوی
نویسنده ممنون است که مطالبش را می خوانید و نظر می دهید. او سعی می کند با آمدن به وبلاگ شما مراتب سپاسگذاری اش را اعلام کند اماُ بد نیست به دوستی که دیروز نظر داده بودند و گفته بودند دوست دارند یک جایی شعار بدهند یک یا حسین تا میر حسین بگویم که اگر در تهران هستند می توانند هر روز عصر ساعت ۷ عصر به میدان ولی عصر بروند و تجمع یاران موسوی شرکت کنندِ شاید آنجا همدیگر را ببینیم. اما نویسنده امروز برگشته است به روالش و در نوشتن تاریخ نزدیگ اشاره ای به قطعی گاز و آب و برق دارد. دو:قطعي گاز و آب و برق ما را به سخت جاني خود اين گمان نبود
كنتور آب هشت هزار زنجاني يخ زد.آب شرب هشت هزار خانواده قمي قطع شد. خرم آباد پس از 50 سال 15 درجه سانتيگراد زير صفر را تجربه كرد. دماي اراك تا 28 درجه زير صفر هم رسيد. حتا شب 19 دي ماه 86 شايعه شد دماي تهران و سيبري يك اندازه است. در ماه سرد جهان و در حالي كه مدارس تهران و بسياري از شهرها تعطيل بودند احمدي نژاد به شهردار تهران اعتراض كرد كه نمك ها و شن هاي ريخته شده در خيابان آسفالت آن را خراب ميكند. واكنش سخنگوي شوراي شهر تهران و بيان اينكه جلوگيري از فلج شدن شهر، واجب تر از نگهداري آسفالت است،ماجراي سردي هواكه در هيچ قاموسي موضوعي سياسي نيست را سياسي كرد؛چرا كه درست در اين زمان گاز تهران در مناطقي قطع و در مناطقي كم فشار شد و تهرانيها براي يخ نزدن از هر چه پتو كه در خانه داشتند استفاده كردند يا به هيتر هاي برقي پناه آوردند. با اين وجود، ماجراي سرما و قطعي گاز مثل بسياري از ماجراها در پايتخت تمام عيار نبود. تهرانيها و مردم ديگر شهرهاي كشور از تلويزيون، راديو و روزنامه در جريان قطعي گاز شهر هاي شمالي و غربي كشور قرار گرفتند. "محمد اف" رئيس جمهور روس مزاج تركمنستان فلكه گاز را روي ايران بسته بود تا خبرهايي مبني بر ناياب شدن كنسروهاي غذا،افزايش قيمت هر كپسول گاز به 25 هزار تومان،افزايش قيمت نان تا 1200 تومان و سوزاندن چوبهاي جنگلي براي گرم شدن از اين مناطق گزارش شود. دولت اعلام كرد كه گاز به زودي وصل مي شود اما وصل نشد تا دندان گردي تركمنها كه از قبل به دولتمردان ايراني اولتيماتوم داده بودند، آنها را پاي ميز مذاكره بنشاند. در مورد اين مذاكرات اخبار روشني منتشر نشد اما،هر چه بود رئيس جمهور اصولگرا و مردانش را به اين نقطه رساند كه از مردم سرزمين گاز خيز ايران بخواهند در مصرف گاز صرفهجويي كنند. هوا كه گرمتر شد مصرف گاز پائين آمد و صرفه جويي كه از دولت شرع شده بود(با متوقف كردن برخي فعاليتهاي صنعتي!) مزيد بر علت شد كه ايرانيان ماه سرد جهان را پشت سر بگذارند. هر چند هواشناسان در پيش بيني سرما درست نظر نداده بودند اما، اين پيشبيني شان كه زمستان سرد تابستان گرم به دنبال دارد حداقل براي ايران درست از كار درآمد. خرداد 87 كه تمام شد گرما هم چهره خودش را نشان داد. اين گرما همراه با اعلام اين خبر توسط دولتمردان اصولگرا بود كه منابع آبي كشور به دليل خشكسالي ته كشيده است. پس باز صرفهجويي تبليغ شد اما اين صرفهجويي نه تنها به جلوگيري از قطعي آب در اصفهان و مشهد و چند شهر بزرگ و كوچك ديگر نينجاميد كه بر عرضه برق اين شهرها و پايتخت نيز تأثير گذاشت. بايد تابستان 87 را تابستان خاموشي ها ناميد؛ تابستاني كه احيانا تا سال ها سالها بعد در خاطره مردم مي ماند. آنها بعدها خواهند گفت كه با شروع تابستان قطعي برق كه آغاز شد صداي مردم در آمد و اينطور رئيس جمهور و دولتمردان اصولگرا توضيح دادند كه كم آبي باعث شده توليد برق پائين بيايد بنابراين برق سهميهبندي مي شود و نوع سهميهبندي هم سلبي است؛يعني اينكه مردم براي نداشتن برق سهميه ميگيرند. قرار شد هر روز دو ساعت برق هر منطقه قطع باشد. اين دو ساعت بسته به شانس و اقبال در صلاۀ ظهر و در اوج گرما بود يا دراول شب حين پخش سريالهاي پر طرفدار تلويزيون. تازه ممكن بود دو ساعت چهار ساعت،شش ساعت و حتا بيشتر شود.اينطور مردم براي راحتي خود و براي اينكه وسايل برقي شان بيشتر از اين نسوزد اغلب موتور برق خريدند و گازوئيل هنوز سهميه بندي نشده را به نفع توليد برق سوزاندند. دولت تا پايان تابستان مردم را به صرفهجويي تشويق كرد و مدام قول داد كه در صورت صرفه جويي هفته آينده قطعي برق نخواهيم داشت اما،اين بار هم بايد طبيعت كار خودش را ميكرد و مثل سرما كه خود به خود رفع شد گرما هم خود به خود رفع ميشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 17:20 توسط محمد جواد صابري |
|
|
درود بر خاتمی،سلام بر موسوی امروز در جریان نوشتن روزانه نویسنده تغییری به وجود آمده. این هم به این دلیل که نمی شد از حرف های دیشب رئیس جمهور اصولگرا در اولین نطق انتخاباتی اش گذشت. ويژگيهاي اصلي خطابهگري احمدينژادآمار ميدهيم،قوميت ميتراشيمحرفهاي رئيسجمهور اصولگرا كه ديشب از ساعت 21 و 45 دقيقه از شبكه اول سيما پخش شد،هيچ چيز تازه اي نداشت. احمدي نژاد همان چيزهايي را گفت كه چهار سال گفته بود اما،در مورد آن ميتوان به نكاتي اشاره كرد كه شايد كمتر به آنها توجه شده باشد.بايد گفت كه خطابهگري احمدينژاد حداقل دو ويژگي اصلي دارد؛اول استفاده رئيس دولت نهم از آمار و تكيه بي شائبه او بر مقايسه چهار سال تصدي گرياش با كل تاريخ و دوم تعريف و تمجيدهاي او از ملت ايران؛از اقشار فرودست گرفته تا دهكهاي بالاي جامعه.در مورد ويژگي اول بدون وارد شدن به اين مبحث كه آماري كه رئيس جمهور اصولگرا ارائه مي دهد درست است يا نه،بايد گفت استفاده ابزاري او از علم آمار و مقايسه كه البته انعطافپذير است،محل نقد و مناقشه است. در خطابه گري احمدينژاد هر چند از مقايسه استفادهاي بي بديل مي شود اما،به عمد يا غير عمد،سطح مقايسه فوق العاده محدود است.انگار رئيس جمهر اصولگرا خيال مي كند اگر قرار است آمار بدهد و به عنوان مثال بخواهد رشد در توليد فولاد را ثابت كند بايد ميزان توليد امروز فولاد كشور را با چهار سال پيش مقايسه كند و آن وقت رشد فرضي را به كل اقتصاد تعميم دهد تا برسد به اينكه:ميبينيد كه مملكت گل و بلبل است.به او بايد گفت اگر توليد فولاد رشد داشته در عوض توليد هزار و يك قلم كالاي صنعتي و كشاورزي ديگر افت داشته است؛نمونهاش حذف 20 قلم از صادرات خشكبار كه منجر به افت 36 درصدي صادرات اين محصولات شده است.اما برويم سراغ ويژگي دوم خطابهگري احمدينژاد؛تعريف و تمجيد هاي او از ملت ايران. تعريف و تمجيد هايي كه نه تنها رنگ و بوي اميدواري دادن به مردم ندارد كه بيشتر شبيه اين است كه بخواهي با حرف مردم را فريب دهي. اعتقاد داشته باشي حرف باد هواست؛حالا بگذار براي رأي آوردن بگوييم ملت شريف ايران،ملت بزرگ ايران،ملت... بعد،سر فرصت ملت را مورد عنايت قرار ميدهيم. نمونهاش هم چهار سال تصدي گري رئيس جمهور اصولگرا؛رئيس جمهوري كه نه تنها در جمعهاي مختلف،اقشار مختلف، از سرمايه داران و كارخانه داران گرفته تا پزشكان،روزنامهنگاران،معلمان و ... را مسخره كرد كه با چراغ سبز نشان دادن به گشت ارشاد،فشار به جامعه دانشگاهي از دانشجو گرفته تا استاد،نپرداختن حقوق معلمان، متهم كردن پزشكان به اينكه زياد پول مي گيرند و ... دين خود را به" ملت شريف ايران" ادا كرد.در توضيح ويژگي دوم خطابهگري احمدينژاد يك موضوع ديگر كه اتفاقا در صحبتهاي شب گذشته او هم مشاهده شد،وجود دارد كه از آن بايد با عنوان"قوميت تراشي" ياد كرد.رئيس جمهور اصولگرا در پايان صحبت هاي خود پس از تشكر از اقشار مختلف(آنها كه يادش مي آمد!) خواست از قوميت هاي مختلف هم تشكر كند. پس شروع كرد:آذريها،كردها،لرها... تا رسيد به خراساني ها،مازندراني ها و بندري ها.چند روز پيش مهرداد بذرپاش مرد نزديك به احمدي نژاد در انتقاد از صحبت هاي مهندس ميرحسين موسوي اظهار كرده بود كه او مردم ايران را نمي شناسد و اطلاعي از وضعيت مردم ندارد. حرف او درست بود؛اگر قرار باشد خراساني ها، مازندرانيها و بندريها قوميت باشند نه مهندس موسوي كه پدر هفت جد او هم مردم ايران را نمي شناسد.جالب اينكه احمدينژاد در تشكر از قوميت ها،عمد يا غير عمد، به برخي قوميتها كه واقعا قوميت هستند و مثل خراسانيها،مازندرانيها و بندريها در موردشان "قوميت تراشي" نشده است،اشاره نكرد. لابد اين هم از شناخت اوست و ما و به ويژه مهندس موسوي بايد از اين به بعد بدانيم كه ارمنيها،تركمنها و گرجيها از قوميتهاي اين سرزمين نيستند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 17:55 توسط محمد جواد صابري |
|
|
درود بر خاتمی ،سلام بر موسوی
نويسنده اين مطالب وب گرد نيست؛به همين دليل چند روز پيش وقتي به يكي از دوستانش خبر انتخاباتي كردن وبلاگش را داد اصلا نمي دانست پيش از او خيلي از وبلاگ نويس ها اين كار را كردهاند. با این وجودُاين واقعيت در تصميم او خللي وارد نكرد و حالا قصد دارد تا روز انتخابات هر روز يك مطلب جديد در وبلاگش بگذارد. مطالبي كه خواهيد خواند اصلا براي مجله جامعه و بهداشت روان كه به زودي ويژه نامه انتخاباتياش در حمايت از مهندس موسوي منتشر مي شود،نوشته شده است. ماجرا هم از اين قرار است كه موارد تنشزاي دولت نهم بيرون كشيده شدهاست و با اين استدلال كه خوب است در آستانه انتخابات تاریخ نزديكمان را مطالعه كنيم،چگونگي رخ دادن آنها با استفاده از مستندات بررسی شده است. هدف هم البته هدف كليشهاي درس گرفتن از تاريخ است كه ما ايرانيها هميشه با آن مشكل داشته ایم اما نویسنده این مطالب شدیدا به این حرف هگل اعتقاد دارد که ملتی که تاریخش را نداندُتاریخش را تکرار می کند.
یک: سهمیه بندی بنزین
کلاغ پر بازی دولت و مردم
چند روز قبل از اعلام خبر غير منتظره سهميه بندي بنزين خبرگزاري فارس به نقل از وزير نفت وقت نوشت:"خواهش ما اين است كه مردم بنزين را در منازل خود ذخيره نكنند؛چون بنزين يك ماده آتش زا و غير قابل كنترل است و در اثر حرارت به راحتي مشتعل ميشود."
وزيري هامانه حتا اظهار كرده بود:"واقعا ارزش اين را ندارد كه كسي به خاطر چند ليتر بنزين بيشتر جان و مال خود را طعمه حريق كند." اما صف خودروها براي استفاده از آخرين قطره هاي بنزين سهميه بندي نشده كه از اوايل سال 86 آعاز و روز به روز طويلتر شده بود باز هم طويل و طويلتر شد.اين صف در روز پنجم تيرماه نه تنها در تهران كه در بسياري از شهرستانها به نحوي غيرمعمول بسته شد؛چرا كه قرار بود طرح سهميه بندي بتزين از 12 شب اجرا شود. سهميهبندي بنزين وجه اجرايي ماه سه قانون برنامه چهارم توسعه بود كه دو مجلس ششم و هفتم در تصويب آن نقش داشتند. بر اساس اين ماده بايد قيمت مواد سوختني از جمله بنزين در يك دوره پنج ساله-يعني طول برنامه- به قيمت فوب خليج فارس عرضه شود. با شروع به كار مجلس هفتم اين تصميم تغيير كرد. اين مجلس در اولين اقدام خود ماده سه قانون برنامه چهارم را با اين عنوان كه آزادسازي قيمت بنزين نرخ تورم را به 50 درصد مي رساند اصلاح و قيمت بنزين را تصويب كرد اما،بالاخره آن را در قانون بودجه 86 گنجاند. تصويب اين قانون اما فصل جديدي از اظهارنظرات مجلسيها و دولتيها بود؛چرا كه اجراي آن مدام توسط دولت به تعويق ميافتاد. 29 فروردين ماه 86 رئيس مجلس وقت گفت:"سهميهبندي بنزين حرف جديدي نيست و اين بحث از اول امسال مطرح شده است. قرار بود دولت از اول فروردين 85 خود را براي سهميهبند آماده كند و مجلس هم اعلام كرده بود كه اين كار سر شش ماه انجام شود كه دولت عذر آورد كه امكانات نيست." حداد عادل در ادامه اظها نظرات خود زمان اجراي اين قانون را اول خرداد ماه 86 اعلام كرد اما،اين روز مقارن با اظهار نظر وزير كشور وقت مبني بر سهميهبندي بنزين از 15 خرداد ماه شد. 15 خرداد ماه هم يك مقام آگاه از به تعويق افتادن اجراي اين طرح براي 10 روز ديگر خبر داد. به هر حال هفته پاياني خردادماه خبرگزاري ها و روزنامهها مملو از اخباري در مورد سهميهبندي بنزين بودند تا بالاخره زمان دقيق آنُ سه ساعت قبل از اجرا از تلويزيون اعلام شد؛در حالي كه سهميهها هنوز دقيقا مشخص نبود. اينطور شب غير عادي تهران و بسياري از مراكز استان ها رقم خورد واعلام خبر غير منتظره سهميه بندي بنزين باعث شد كه در اندك ساعات باقي مانده تا اجراي طرح پمپ بنزين هاي كشور شلوغ ترين شب تاريخ شان را تجربه كنند. اين شلوغي در بسياري از جاها به هرج و مرج انجاميد؛چنانكه فرداي روز سهميه بندي خبرگزاري فارس نوشت:"اعلام غير منتظره خبر سهميه بندي بنزين از خبر ساعت 21 رسانه ملي،صاحبان خودرو در پايتخت را به پمپ بنزينها كشاند و عدم تدابير مديريتي در پمپ بنزينها موجب راه بندان،بي انظباطي و اعتراض هاي پراكنده و بعضا ناآراميهايي شد." اين خبرگزاري و بسياري از خبرگزاريها و روزنامههاي ديگر در كنار تصاوير اين هرج و مرج از به آتش كشيده شدن چند پمپ بنزين،دستبرد به چند بانك و فروشگاه و ... در تهران خبر دادند اما در پايان گزارشهاي خود نوشتند:"اوضاع شهر تهران از ساعات اوليه روز آرام و رفت و آمد در شهر كاملا حالت عادي دارد." با اين همه،ماجراي سهميهبندي بنزين به پايان نرسيد و حرفهاي تازهاي در مورد عرضه بنزين آزاد، شكل گرفتن شبكه قاچاق سوخت و نارضايتي شهروندان از اجراي طرح بر سر زبانها افتاد. قيمت بنزين آزاد 400 تومان اعلام شد اما،ماجراي قاچاق بنزين به مسئلهاي جدي تبديل شد. سهميهبندي بنزين كه يكي از اهداف خود را جلوگيري از قاچاق سوخت تعيين كرده بود نتوانست به هدف خود برسد و گزارشهايي از معامله بنزين حتا به قيمت هر ليتر 15 دلار منتشر شد. سعيد ليلاز-كارشناس مسائل اقتصادي- به آفتاب گفت:"به ازاي اين 20 ميليون كاهش مصرف روزانه بنزين يك شبكه فساد گسترده شكل گرفته كه بخش مهمي از طرح سهميهبندي بنزين خنثا كرده است." به اعتقاد او اجراي طرح سهميهبندي بنزين هر چند لازم و ضروري بود اما،شتابزدگي دولت و اقداماتي كه پس از اجراي طرح انجام شد باعث شد اين طرح در بعد اقتصادي به طرحي خنثا تبديل شود؛چرا كه سهميه بندي بنزين باعث بالا رفتن ميزان استفاده از ديگر سوخت ها شد و علاوه بر آن دست و دلبازيهاي دولت در دادن سهميه اضافي و افزايش سهميه از 100 به 120 ليتر در ماه به هر چه خنثاتر شدن آن انجاميد و سر جمع تنها فشار رواني و اجتماعي آن براي مردم باقي ماند. با گذشت نزديك به دو سال از اجراي طرح سهميهبندي بنزين هنوز مردم با مسائل و مشكلاتي در رابطه با بنزين مواجهند. در واقع، بنزين يارانهاي كه از ديرباز از صدقه سر حاكمان اين سرزمين نفت خيز به مردمانش ميرسيد در چهار سال اخير از اين حد هم فراتر رفت. شايد دولت اصولگرا فكر ميكرد اين صدقه از بس عادي شده است ديگر صدقه بودنش محسوس نيست؛پس با اجراي اين طرح به مردم تأكيد كرد كه شما بسياري از چيزها مانند بنزين را از صدقه سر دولت داريد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:58 توسط محمد جواد صابري |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
مرتضا حنيفي مهر باران مهدي جليلي سمفوني تاريك سروش هانيه سليمي نرگس صابري نسیم فردا کاوه کهن دنیا رؤیا |
|
RSS
|